بریزم عنبر و نسرین به دامانت یار من
که از بوی خوشش آکنده گردد بوم و دیارمن
قدم کن رنجه و پا نه به باغستان خوشبویم
به گیسویت بیاویزم یکی سنبل نگارمن
هوا خوب و بهاری است بوی باران می آید
دمی با من برون آیی تو یار بی قرار من ؟
گل سرخ بهاری ام به باغ من تو عطر آگین
به شاخ و برگ زیبایت ببندم دل بهار من
+ نوشته شده توسط زکیه هاجر در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت
14:2 |

