بهار آمد کجایی یار جانی
که بی تو تلخ تلخ است زندگانی
چمن پوشیده است پیراهن سبز
کجایی سبز پوش جاودانی
چه بی تو این بهار بی رنگ و بی بوست
دمی ده رنگ و بویی آشنایی
زهجرت شعله در جانم فزون است
ولی بی تو ندارم روشنایی
بیا مست بهاران باشیم هر دو
مرا در بر بگیر با مهربانی
+ نوشته شده توسط زکیه هاجر در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
11:52 |

