تبليغاتX
لاله ی آزاد
و من پیشا پیش احساس لطیف مادر بودن را درتار و پودم احساس می کنم

شب ها با رویای شیرین درآغوش گرفتن تو به خواب می روم

دست های کوچک تو را روی گونه هایم حس می کنم

گریه های معصومانه ات گوش هایم را نوازش می دهد

لبخند های زیبایت مرا به اوج آسمان ها می برد

من تورا کودک کوچک من در تمام وجودم احساس می کنم

برای دیدن چهره کوچک و بشاش تو بی صبرانه لحظه شماری می کنم

تو میوه ی زندگی من هستی

با آمدن تو دنیای من رنگ نوی به خود می گیرد

و شادی سراسر کلبه ام را فرا خواهد گرفت

بیا و این تنهای و اندوه را برای همیشه از وجود مادرت دور کن

بیا که بی تو سخت تنها و دلتنگم

روزهایم به سختی به شب می رسند و شب هایم به سختی به روز

 

+ نوشته شده توسط زکیه هاجر در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 14:28 |


Powered By
BLOGFA.COM