+ نوشته شده توسط زکیه هاجر در جمعه هفتم مهر 1385 و ساعت
18:30 |
درباره وبلاگ
در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست آنجا که صفا هست یقین نور خدا است
سالیان دور در دهکده ای با صفایی در دامن کوهپایه ای در افغانستان عزیز، از مادری نهایت مهربان،زحمت کش و هوشیاری نا خواسته پا به هستی گذاشتم. مادرم همه ی سرمایه ی زندگی من و تنها مشوق اصلی من در یادگیری علم و دانش بود.تنها شوق و علاقه ی من یاد گیری و آموزش است. با شعر و قوانین آن آشنایی ندارم و فقط گاهگاهی از روی ذوق درونی که در من نهفته است چیز هایی را با خودم زمزمه می کنم. که شاید این استعداد را هم از مادر عزیزم به ارث برده باشم.او هر چند بی سواد بود اما همیشه پند و اندرز و گفته های شیرینش با شعر همراه بود..من هیچگونه ادعای شاعری ندارم و نمی خواهم این تهمت عظیم را به خودم بزنم. اما به شعر و هر گونه گفته های موزون و دلنشین علا قه مندم.امیدورام در این خانه علاوه بر زمزمه های روزمره ام، مطالب خوب و آموزنده ا ی هم بتوانم جا دهم. باشد که بازدیدکنندگان عزیز بی بهره مارا ترک نکند و در این راستا نظرات و راهنمایی شما عزیزان کمک خوبی در هرچه بهتر کردن مطالب خواهد بود.